مهدي مهريزي

128

ميراث حديث شيعه

ميان عاشق ومعشوق هيچ حائل نيست * تو خود حجاب خودى حافظ از ميان برخيز « 1 » * * * بيني وبينك أنّي ينازعني * فارفع بلطفك إنّي من البين « 2 » يعنى سرّ كه وجود حق مطلق است وقتي كه غلبه نمايد بر باطن عارف صاحب سير وسلوك ، ستر وپرده كه وجود خلق است وحجاب وجود حق واقع گرديده ، پاره ودريده گردد واز ميان مرتفع وزايل شود . در شهر بگو كه يا تو باشى يا من * كاشفته بود كار ولايت به دو تن سالك بيچاره رخت بربندد كه : إذا جاء نهر اللَّه بطل نهر عيسى « 3 » . گويند پشه‌اى پيش سليمان نبي عليه السلام از باد به فرياد آمد . فرمود : خصم را حاضر كن . عرض نمود : اگر مرا طاقت استقامت وى بودى به فرياد نيامدمى . سليمان فرمود تا باد را حاضر كردند وچون باد حاضر شد پشهء بيچاره رحلت نمود . گفتند : كجا مىروى ؟ گفت : با آمدن وى قادر بر أقامت نيستم . وچون وجود خلق از ميان رود حق صرف وصرف حق ظاهر وباقي ماند ، سالك به لسان حال ترنم به اين مقال شود وگويد : ليس في الدار - أي في دار الوجود - غيره ديار سوى اللَّه واللَّهِ ما في الوجود * كجا غير وكو غير وكو وصف غير ألاكل شيء ما خلا اللَّه باطل * وكل نعيم لا محالة زائل « 4 »

--> ( 1 ) . ديوان حافظ ، غزل 316 كه مطلع آن چنين است : دلم ربودهء لولى وشى است شورانگيز * دروغ وعده وقتّال وضع ورنگ‌آميز ( 2 ) . شرح الأسماء الحسنى ، سبزوارى ، ج 1 ، ص 3 وج 2 ، ص 14 . ( 3 ) . نهر عيسى نهرى است منسوب به عيسى بن علي در بغداد كه به رود دخله مىريزد . ضرب‌المثلى با اين ألفاظ در مصادر پيدا نشد . ولى شوكانى در نيل الأوطار ( ج 4 ، ص 110 وج 5 ، ص 66 وج 7 ، ص 330 ) ضرب‌المثل زير را نقل نموده است : إذا جاء نهر اللّه بطل نهر معقل . ( 4 ) . اين شعر از لبيد است . از حضرت پيامبر صلّى اللّه عليه وآله روايت شده كه فرموده‌اند : أصدق كلمة قالها شاعر كلمة لبيد : ألا كل شيء ما خلا اللّه باطل . قال صلّى اللّه عليه وآله صدق وكل نعيم لا محالة زائل . قال صلّى اللّه عليه وآله : كذب ، عند اللّه نعيم لا يزول . « صحيح مسلم ، ح 2256 ؛ مسند أحمد ، ج 2 ، ص 393 و 470 » . لبيد بن ربيعه عامري از شعراى جاهلي است وبه نزد پيامبر صلى الله عليه وآله آمد واسلام آورد وپس از آن شعر نگفت تا آن كه در سال 41 هجرى در سن 140 سالگى ( وگفته شده در 157 سالگى ) درگذشت . تمام اين شعر چنين است : ألا تُسألان المرء ماذا يحاول * أنحبٌ فيقضى أم ضلال وباطل ألا كل شيء ما خلا اللَّه باطل * وكل نعيم لا محالة زائل أرى الناس لا يدرون ما قدر أمرهم * بلى كل ذي رأي إلى اللَّه واسل